السيد الخميني

186

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )

بعضى محققين فرمودند « 1 » ، بعيد است . و « صدّ » از شىء به معناى منع و اعراض و صَرف از آن آمده « 2 » و همه مناسب است . ولى اين‌جا به معنى منع و صَرف است ، زيرا كه « صدّ » به معناى « اعراض » ، لازم است . ما ان شاء اللَّه در ضمن دو مقام به ذكر فساد اين دو خصلت و كيفيت منع اوّل از حق ، و از ياد بردن دوم آخرت را مىپردازيم . و از خدا توفيق مىطلبيم . مقام اوّل در ذمّ اتّباع هواى نفس و در آن چند فصل است : فصل : در بيان آن‌كه انسان در ابتداء امر حيوان بالفعل است بدان‌كه نفس انسانى گرچه به يك معنى ، كه اكنون ذكر آن از مقصود ما خارج است ، مفطور بر توحيد بلكه جميع عقايد حقه است ولى از اوّل ولادت آن در اين نشئه و قدم گذاشتن در اين عالَم ، با تمايلات نفسانيه و شهوات حيوانيه نشو و نما كند ؛ مگر كسى كه مؤيَّد من عنداللَّه باشد و حافظ قدسى داشته باشد . و آن چون از نوادِر وجود است ، جزو حساب ما نيايد ؛ ما متعرض حال نوع هستيم . و در مقام خود مبرهن است كه انسان در اوّل پيدايش ، پس از طى منازلى ، حيوان ضعيفى است كه جز به قابليت انسانيّتْ امتيازى از ساير حيوانات ندارد . و آن قابليّتْ ميزان انسانيت فعليه نيست . پس ، انسان حيوانى بالفعل است در ابتداى ورود در اين عالم ؛ و در تحت هيچ ميزان جز شريعت حيوانات ، كه ادارهء شهوت و غضب است ، نيست . و چون اين اعجوبهء دهر ذات جامع يا قابل جمعى است ، از اين جهت براى ادارهء آن دو قوّه صفات شيطانى را از

--> ( 1 ) - مرآة العقول ، ج 10 ، ص 312 ، حديث 1 . ( 2 ) - الصحاح ، ج 2 ، ص 495 ؛ لسان العرب ، ج 7 ، ص 297 ؛ مجمع البحرين ، ج 3 ، ص 83 .